سیمرغ

تولد سی سالگی
نویسنده : rttc - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٤
 

امروز من سی ساله شدم

وای که چقدر اسمش ترسنااااااکه

سییییی ساله

خیلی ها میگن سی سالگی خیلی خاصه

حسی که به زندگی داری

حسی که به خودت داری

حسی که به محیط داری

فکرت

و خیلی چیزا عوض میشه و رنگ و بوی دیگه ای میگیره

تا این لحظه که در من اتفاق عجیبی نیفتاده

کلا سه بار توی زندگی ام حس خاصی بهم دست داد

احساس تغییر و تحول

یه بار وقتی برای اولین بار از دانشگاه میخاستم بزم خونه مون

 

یه بارم وقتی نامزد کردم

یه بار وقتی مادر شدم

البته توی هیچ کدوم از موارد بالا احساس بزرگ شدن نداشتم

فقط یه حس جدید اومد سراغم

نمیدونم راست میگن سی ساله که بشی دیگه زیاد جوون نیستی 

من که تا حالا که بیست و نه سالم بوده همیشه احساس نوجوونها رو داشتم 

امیدوارم سی سالگی کاری به کارم نداشته باشه و.بیاره راحت زندگیم رو بکنم 

پیشاپیش ازش سپاسگزارم


 
 
تولد سه سالگی
نویسنده : rttc - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٤
 

امروز تولد عزیزتر از جانم هست و.تو ای دخترک نازنینم هر روز بیشتر از گذشته عشق خودت را در جان و روحم میپرورانی

خیلی دوستت دارم و از خدا ممنونم به خاطر وجود مهربان و پر از عشقت


 
 
سالگرد ازدواج
نویسنده : rttc - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٤
 

امروز هفتمین سالگرد ازدواجمان هست

هفت سال با همه فراز و نشیب هایش گذشت 

با همه ی سختی ها و آسانی هایش

و ما همچنان عاشقانه در کنار هم زندگی میکنیم و.خدای مهربانم از تو ممنونم به خاطر همسر فداکار و.مهربانم که در کنار من.قرار دادی و.دختر نازنین و.عزیزم که همه ی زندگیمان شده است


 
 
بعد از مدتهااااااااااااااااا
نویسنده : rttc - ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ آبان ۱۳٩٤
 

بعد از مدتهای طولانی سلام.

نمیدونم اینجا هنوز خواننده داره یا نه؟

نمیدونم هنوز کسی وبلاگ میخونه یا نه؟

با این همه برنامه های متنوعی که روی گوشی ها نصب شده و همه رو درگیر خودش کرده نمیدونم این نوشته ها رو کسی دیگه میبینه یا نه؟

تا همینجا کلی طول کشید تا نوشتم

تای کردن یادم رفته

اون حرفی که همیشه دنبالش میگردیم رو گشتم  یدا نکردم

امیدوارم متوجه شده باشید کدوم حرف رو میگمنیشخند

موقع نوشتن این متن چند بار رفتم که با دست روی صفحه مانیتور یه چیزایی رو علامت بزارم و جابجا کنم یهو دیدم که لمسی نیستشیطان

هی وای من

چند روز دیگه سی ساله میشم

چند روز دیگه هفتمین سالگرد ازدواجمون هست

و چند روز دیگه دخترم سه ساله میشه

این همه اتفاق خوب توی این ماهقلب

 

 

این برنامه های روی گوشی هر بدی که داره ولی خوبیش اینه که همه رو از همه جا دور هم جمع کرده

همه از حال هم خبر داریم و این یه نعمت خیلی بزرگه

امیدوارم دوستانی که توی این برنامه ها و در بین ما نیستن همگی حالشون خوب باشه و زندگی بر وفق مرادشون باشه ایشالا

 

 

 

 

 

 


 
 
پیارسال همچین شبی
نویسنده : rttc - ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۳
 

پیارسال همچین شبی منتظر بودم تو فردا به دنیا بیایی

پیارسال همچین شبی پر بودم از استرس و هیجان

انگار همین دیشب بود

چقدر زود 2

سال گذشت

چقدر زووود 2

ساله شدی دخترک نازنینم

چقدر زووووووووووووود

 

دوستت دارم دلبرک قشنگم

 


 
 
مهمونی خونه ما
نویسنده : rttc - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳
 

جمعه این هفته دوستان خونه ما دعوت بودند با حضور افتخاری آقای غیاثوند

 

خیلی خوش گذشت و جای دوستانی که نبودند بسیااااااااااااااااار خالی بود


 
 
عید فطر 93
نویسنده : rttc - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۳
 

عید فطر امسال رفتیم گرگان

یک هفته اونجا بودیم و دخترکم حسااااااااااااااابی خوش گذروند و از باباجون و عموجون سو استفاده کرد با لوس کردنای خودش

 

بعدش رفتیم به طرف رشت و انزلی و اون طرفا

اوجا هم خیلی بهت خوش گذشت

حسابی توی آب دریا بازی کردی


 


 
 
مهمانی منزل آقای بحرینی
نویسنده : rttc - ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۳
 

هفته دوم ماه رمضان منزل آقای بحرینی دعوت بودیم

خیلی خوش گذشت

دوستانی که نبودند جاشون واقعا خالی بود


 


 
 
مهمونی خونه آقای صفری
نویسنده : rttc - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۳
 

اولین جمعه ماه مبارک رمضان دعوت شدیم منزل آقای صفری و خانم بهرفتار

البته با حضور افتخاری خانواده آقای بحرینی و آقای جعفری و آقای افسری و آقای عزیزی

 

جای همه ی دوستان خالی

خیلی خوش گذشت



 

 


 
 
مهمونی خونه آقای کرمی
نویسنده : rttc - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳
 

سلام

چند وقت پیش همه ی دوستان جمع بودن خونه آقای کرمی و خانم افتخاری

 

با حضور افتخاری آقای کشاورز و خانم پرویز و علی کوچولو

خیلی به همه خوش گذشت

جای دوستان خالی بود

 



 
 
عکس خانم خانما
نویسنده : rttc - ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۳
 


 
 
عکس خانم خانما
نویسنده : rttc - ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۳
 


 
 
چند عکس زیبا
نویسنده : rttc - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

زهراسادات و بابام و نرگس

زهرا سادات و پسر عموش سید مهدی

 

دخترک فوتبالیستم


 
 
عروسی داداش کوچیکه
نویسنده : rttc - ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

پنجشنبه و جمعه هفته ای که گذشت عروسی داداش کوچیکه بود

داداش کوچیکه هم داماد شد و رفت سر خونه و زندگی خودش

ایشالا همه ی جوونه زودتر سر و سامون بگیرن و خوشبخت بشن


 
 
نی نی جدید
نویسنده : rttc - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

سلام

با خبر جدید اومدم

پسر کوچولوی آقا و خانم حسینی راد امروز به دنیا اومد

بهشون تبریک میگیم

ایشالا دمشون با خیر و برکت باشه و زیر سایه پدر و مادر بزرگ بشن


 
 
نوروز 1393
نویسنده : rttc - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ فروردین ۱۳٩۳
 

سلام

عید رو به همه ی دوستان تبریک میگم.

امیدوارم سالی سرشار از شادی داشته باشید

ما طبق نوبت نیمه اول همدان و نیمه دوم گرگان هستیم

امیدوارم به همگی خوش بگذره


 
 
فوت خانم دارایی
نویسنده : rttc - ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٢
 

فوت خانم دارایی یکی از غیر قابل باورترین اتفاقات زندگی ام بوده

یک هفته است که از شنیدن خبر فوتش میگذره و من هنوز باورم نشده

هنوز تصور اینکه دیگه نیست برام غیر ممکنه

یه زن شاداب و سرزنده و سرحال که همیشه لبخند به لباش بود

اون موقع که اصفهان بودیم همیشه میرفتیم خونشون

عین مامان خودمون بود

از دسیت دادن مادر بزرگترین غم زندگی آدمه

اصلا مادر که نباشه گرمای خونه دیگه نسیت

دیگه خونواده انگار از هم میپاشه

انگار دیگه نمیشه چیزی رو جمع کرد

منی که باهاش نسبتی داشتم اینه اوضاع و احوالم

نمیدونم به بچه هاش چی میگذره

نمیدونم به آقای دارایی داره چی میگذره

هیچ حرفی

هیچ متنی

برای تسلی دل یه غم دیده

یه عزادار از مرگ مادر

وجود نداره

اصلا تصور خونه بدون مادر مگه میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خونه بدون مادر مگه معنا داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایا به خانواده اش صبر و آرامش بده که که غم عظیمی دارن

خدایا بهشون آرامش بده و کمک کن که بتونن این درد رو تحمل کنن و تاب بیارن


برای شادی روحش هر کس تونست فاتحه ای قرائت کنه

 

 

 


 
 
متفرقه92
نویسنده : rttc - ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ دی ۱۳٩٢
 

سلام

خیلی وقته که چیزی ننوشتم

دخترکم داره کم کم بزرگ میشه

داره هر روز چیزهای جدیدی یاد میگیره

شیرینکاری های جدیدی از خودش نشون میده

خدایا شکرت به خاطر این نعمت بزرگ

 

اربعین قسمت شد توی برنامه ای که قدیمی های هیئت و انجمن دانشگاه تبریز برگزار میکنن شرکت کنیم

جای همه ی کسانی که نبودن خیلی خالی بود

حالا هم مثل اینکه زمزمه هایی برای رفتن به مشهد به گوش میرسه

تا ببینیم قسمت چی هست و طلبیده میشیم یا نه

 

 

 

امسال عاشورا رفته بودیم اسدآباد

اربعین که تهران بودیم

و برای 28 صفر که پس فرداست انشاالله داریم میریم گرگان

 

 

هر چی فکر میکنم کلی حرف برای گفتن دارم که نمیتونم بیان کنم

 

توی این ایام ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نزاریم

 

خدانگهدار


 
 
عروسک قشنگم
نویسنده : rttc - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ آذر ۱۳٩٢
 

 

 


 
 
دور همی
نویسنده : rttc - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳٩٢
 

جمعه از صبح خونه سکینه طاهری اینا جمع بودیم

خیلی ها اومده بودن

و خیلی ها نیومده بودن

خیلی به همه خوش گذشت

البته به ما که خیلی

بقیه رو نمیدونم

بعد از مدتها دور هم جمع شدیم

آقای بحرینی اینا

آقای علیپور اینا

آقای حسینی راد اینا

ما

آقای افسری

اقای ساداتی

اقای عبدلی

اقای کرمی

هم حضور داشتن

زیارت عاشورا دور هم خوندیم

بچه ها در مورد صندق صحبت کردن

بعد از ظهر رفتیم پارک

و خلاصه جای دوستان خیلی خیلی خالی بود


 
 
← صفحه بعد