جک باحال

چند تا جوون تو یه پاساژ تو بالای شهر بوتیک داشتن. یه روز دیدن یه مرد ساده با سرو وضع خیلی ساده داره میاد طرف بوتیکشون. حس باحالی بهشون دست داد و با خودشون گقتن یه کم واسه خنده اسکولش کنیم. مرده اومد داخل و پرسید: شما اینجا چی میفروشین؟؟؟ با خنده گفتند:الاغ ...!!! مرده گفت: ببخشید جز خودتون مورد دیگه ای واسه فروش ندارید؟!؟

 

مامان شام چی داریم؟ - یه غذای خارجی - خدا رو شکر - مامان این که تخم مرغه؟!! - همون دیگه،شام " اِگ " داریم اِگ!!

 

 

 

 

غضنفر با ماشین قراضش میزنه به یه ماکسیمای نو. با هزار زور و زحمت از راننده رضایت میگیره. تو 4 راه بعدی دوباره میزنه به همون ماکسیما، سرشو از ماشین بیرون میاره میگه:برو برو منم!!!

/ 1 نظر / 9 بازدید
دوستی مهربان

این جک آخری رو میگن واقعا تو پارس آباد اتفاق افتاده ماشین غضنفر هم نیسان بوده. یکی از دوستام تعریف کرد واسم از خنده له شدم.هههههههههه